تبليغاتX
وبلاگ انجمن اسلامی دانشگاه ایلام
 

بیانیه آغاز به کار انجمن اسلامی

بیانیه انجمن اسلامی به مناسبت آغاز سال تحصیلی

بـسـم اللـه الـمنتقـم الـجبـاریـن

ماه مهر ناگزیر، آغاز فصلی نو از علم آموزی و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها را در ذهن ما ایرانیان تداعی می کند.بازگشایی دانشگاهی که نامش همواره حریمی را با خود به همراه داشته است و منزلت و شان علم و علم آموزی قداستی را در نام آن مستتر گردانده تا هرگونه تجاوز و تعدی به ساحت آن را بی هیچ تردیدی از سوی هر کسی که باشد مردود و منفور اذهان بیدار گرداند.

مهر 88 نیز آغاز شد در حالی که بار دیگر حریم دانشگاه در ماه های اخیر لگدمال افکار رنگ باخته و منفور تمامیت خواهانی شد که عدم پایبندیشان به هر اصلی و نبود اعتقادشان به هر قداستی بارها و بارها به اثبات رسیده بود وناچاریم امسال با دلی پر درد سال تحصیلی جدید را به دانشجویان تبریک بگوییم.

ماه مهر را در حالی آغاز کردیم که میهنمان در شرایطی متفاوت از گذشته به سر می برد.پرده های بسیاری فرو افتاده ودغل های بسیاری رسواشده است.اتهامات بسیار فضا را آلوده ساخته و اعتمادهای فراوانی بربادرفته است.

آنچه در ماه های اخیر مشاهده شد روندی برخلاف آرمان ها و اصول اولیه انقلاب اسلامی بود.بسیاری از انقلابیان گذشته متهم به براندازی نظام شده اند و عده ای بدون سابقه روشنی در انقلاب خود را صاحب آن معرفی کرده اند.از سوی شخص اول اجرایی کشور تمامی دولت های پس از انقلاب متهم به انحراف از مسیر انقلاب شدند.فرزند شهید بهشتی به زندان می رود،پهلوی همسر شهید همت را باتوم می زنند،فرزند شهید باکری از برخوردهای صورت گرفته با خانواده اش می نالد،هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری را متهم به فساد می کنند و میرحسین موسوی را با مسعود رجوی یکی می دانند،مهدی کروبی را منحرف می خوانند و حتی بیت امام را فریب خورده می دانند و به همکاری با براندازان متهم می کنند،خاتمی را در اتهامی موهوم بدون هیچ گونه سندی به دیدار با جورج سوروس متهم می کنند و آنگاه که پرده از دیدار وزیر علومشان با همتای اسرائیلی اش برمی افتد با افتخار آن دیدار را دو دقیقه ای می خوانند!.به راستی بر سر آرمان های انقلاب اسلامی ایران چه رفت؟

اینان پیرو کدام مکتب و آیین بودند که کهریزک ها را سامان دادند؟! اسلامی که از آن دم می زنند را از کدام منابع استخراج کرده اند که بدبینی مردم به حاکمان را در آن به ضرب باتوم و تجاوز و تعدی به حقوقشان پاسخ می دهند مگر مولایمان علی «ع» مالک را اینگونه فرمان نداد که «اگر رعیت به تو گمان ستمگری بردند عذر و دلیلت را برای ایشان آشکار کن و گمان های آنها را با آشکار کردنت از خود دور نما».

انجمن اسلامی دانشجویان بعنوان یگانه تشکل منتقد دانشجویی که با مشی نواندیشی دینی با حفظ استقلال و با احترام به قوانین در تمامی برهه های تاریخی در مسیر آزادی خواهی و عدالت طلبی گام برداشته و به حکم پروردگار که «کونو قوامین لله شهداء بالقسط»(مائده /8)،در هیچ زمانی و به هیچ مصلحتی پا بر سر حقیقت و عدالت نگذاشته است،در شرایط فعلی نیز همچنان بر مواضع پیشین خود اصرار داشته و در جهت تحقق آرمان های جنبش دانشجویی ایران از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.

همچنان معتقدیم که آزادی یگانه راه سعادت و کمال بشر است و هیچ قدرتی را نباید امکان گریز از نظارت مردم باشد چرا که مصونیت قدرت از نقد ، به فساد و طغیان آن می انجامد«اِنَّ الانسانَ لَیَطغی.اَن راهُ استَغنی» و بر این اساس چنانچه حضرت امیر می فرماید «به کسی که این نام یا پیام من برسد،خدارا یادآور می شوم که سوی من حرکت کند.اگر خوب میکنم کمکم نماید و اگر خلافکارم،مرا بجای خود بنشاند»(نامه 57)  در راه نظارت و نقد عملکرد قدرت پیش قدم خواهیم بود و از تمامی دانشجویان آزادی خواه دعوت به همراهی می کنیم و در این راه بیمی به دل راه  نخواهیم داد که مژده خداوند است :«جاءَ الحقُّ و زََهَقَ الباطِلُ اِنَّ الباطِلَ کان زهوقا» (اسراء/81)

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

                                                                                                             

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 1388/07/13  |
 نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به احمدی نژاد: آیا فرزندان ما شهروند نیستند؟

خبرنامه امیرکبیر: خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به احمدی نژاد خواستار رعایت حقوق شهروندی فرزندان خود شدند.

متن این نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

آقای احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

این نامه را ما خانواده ها درحالی می نویسیم که به پایان چهارمین سال ریاست شما بر قوه مجریه نزدیک می شویم. متاسفانه واقعیت تلخ آن است که حاصل چهار سال صدارت شما بر قوه مجریه چیزی جز دستگیری فرزندان ما در دانشگاه به جرم انتقاد نبود. علت نگارش این نامه تداوم بازداشت فرزندانمان در زندان است.

اکنون بیش از هشتاد روز از تداوم بازداشت اسماعیل سلمانپور، حسین ترکاشوند، مجید توکلی و کوروش دانشیار به جرم شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان می گذرد. پس از مدتی نیز پنج تن دیگر از عزیزانمان به نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و یاسر ترکمن نیز بازداشت شدند که بهانه دستگیری آنها اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه بود هر چند هیچکدام از آنها در آن روز در دانشگاه نبودند. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی امیرکبیر نیز در خصوص اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه بازداشت شد.

آقای احمدی نژاد این نامه را در حالی می نویسیم که در روزهای گذشته شما به  طور شخصی خواهان بررسی پرونده رکسانا صابری شده اید و از سوی دیگر بارها از نقض حقوق فلسطنیان و سایر افراد دردمند جهان گلایه کرده اید. بی شک  ما نیز از تلاش برای آزادی صابری و هر گونه احقاق حق مظلومان جهان خوشحال می شویم اما چرا این اقدامات شما تنها متوجه شهروندان سایر کشورهای جهان است چرا از تضییع حقوق فرزندان این مملکت توسط اوامر تحت امرتان جلوگیری نمی کنید؟ چرا باید دانشجویان امیرکبیر به جرم انتقاد در زندان باشند؟ مگر فرزندان جوان و بی گناه ما شهروند نیستند؟ چرا باید جوانان ارزشمند این کشور روزهای جوانی را در سلول های انفرادی زندان اوین بگذرانند؟ چرا ما مادران حتی اجازه یک بار دیدار آن ها را طی این دو ماه نداشتیم؟ چرا باید هر گاه فرزندانمان تماس می گیرند تنمان بلرزد از صدای ناراحت، غمگین و خسته آنها؟

آقای احمدی نژاد چراهای فراوانی در ذهن ما خانواده های دانشجویان در بند نقش بسته است که امیدواریم به چند مورد بالا پاسخ دهید. ما می خواهیم بگوییم دانشجویان بی گناه که هر روز بازداشت می شوند نیز شهروند این کشور هستند و حقوقی دارند. دانشجویانی که هر روز به جرم انتقاد در دانشگاه بازداشت می شوند فرزندان همین آب و خاک هستند. مادر و پدرهای نگران و چشم به راه نیز شهروندان این کشور هستند و حق دارند بدانند فرزنداشان پس از دو ماه بازداشت در سلول انفرادی چه وضعیتی دارند. بارها برای دیدار عزیزانمان تلاش کردیم و جلوی زندان اوین و دادگاه انقلاب رفتیم اما چیزی جزء جواب سر بالا نشنیدیم. اجازه ملاقات داده نمی شود. حتی چند تن از این دانشجویان تا به حال هیچ تماسی با خانواده خود نگرفته اند. آخر کدام مادر و پدر است که بتواند این وضع را تاب بیاورد؟

با احترام

خانواده های دانشجویان زندانی
ترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکیم زاده، دانشیار، دهقان، قصابان، مشایخی، مصطفوی

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 1388/02/05  |
 لايحه يي به نام خانواده، ولي عليه خانواده

لايحه يي به نام خانواده، ولي عليه خانواده

الهه کولایی

 

تنظيم لايحه يي موسوم به «لايحه خانواده» از سوي دستگاه قضايي و ايجاد تغييرهايي از سوي دولت در مسير تقديم آن به مجلس شوراي اسلامي، مبناي خانواده و استحکام آن در کشور را با چالش هاي جدي مواجه کرده است. اين لايحه که در اصل براي رفع برخي ابهامات و اشکالات در رسيدگي به دعاوي خانوادگي تنظيم شد و تحت عنوان «لايحه خانواده» شناخته شده، در عمل در تقابل آشکار با مباني قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است، زيرا در اين متن حفظ و تحکيم نهاد خانواده، استفاده از علوم و فنون و پيشرفت هاي بشري و نيز نفي سلطه، ظلم و تبعيض و حرکت در مسير از ميان بردن وجوه گوناگون آن مورد تاکيد جدي قرار گرفته است. دولت جمهوري اسلامي ايران بر پايه تکاليف مصرح در قانون اساسي وظيفه دارد با ظلم و بي عدالتي مبارزه کند، شرايط نابرابر و ناعادلانه و تبعيض آميز را دگرگون سازد تا وضعيت براي رشد و شکوفايي استعداد همه انسان ها از هر جنس، رنگ، نژاد و... فراهم شود. انقلاب اسلامي در اساس دسترسي به اين اهداف را مطرح ساخته بود. ولي اينک با طرح موادي از اين لايحه نه تنها حقوق زنان ايراني به طور نگران کننده يي مورد تهديد قرار گرفته، بلکه بيم آن مي رود به ........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 1387/05/13  |
 احمدی نژاد و یک گاف جدید

احمدی نژاد و یک گاف جدید

احمد شیرزاد

هرچند گاف دادن های آقای احمدی نژاد مسبوق به سابقه است و هنوز کسی پاسخ صریح نداده است که فیلم های اظهارات ایشان در زمینه ی هاله ی نور و یا غنی سازی اورانیوم توسط یک دختر شانزده ساله در زیرزمین خانه شان از چه منطقی برخوردار بوده، اما گاهی نکات عبیبی توسط ایشان مطرح می شود که اگر کمی دقت کنیم از تعجب درمی مانیم چه بگوییم.

چند شب پیش (دوشنبه 7/5/87) به قصد تماشای یکی از سریال های کمدی شبکه یک سیما بچه ها تلویزیون را روشن کردند. حوالی 10 شب مصاحبه خبرنگار شبکه ان- بی- سی آمریکا با احمدی نژاد را نشان می داد که مربوط به چندروز قبل از آن بود. در آخرین فراز، خبرنگار راجع به قصد ایران برای تولید سلاح هسته ای پرسید. آقای احمدی نژاد ضمن تکذیب این مطلب، اعتراض کرد که چرا شما غربی ها انرژی هسته ای را معادل با سلاح هسته ای می دانید. تا اینجایش صحبت ها طبیعی بود. سپس جناب ایشان شروع کرد در منقبت انرژی هسته ای داد سخن دادن و گفت: " ببینید انرژی هسته ای یک انرژی تجدید شونده و پاک است که همه ملت ها حق دارند از آن استفاده کنند..." از تعجب خشکم زد. ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 1387/05/13  |
 نگرانی دادخواه از طرح اتهامات غیر حقوقی علیه دانشجویان

نگرانی دادخواه از طرح اتهامات
 

غیر حقوقی علیه دانشجویان



 

بعد از گذشت سه روز از بازداشت دو فعال دانشجویی بهاره هدایت و محمد‌هاشمی، برخی از رسانه‌های منسوب به دولت، اتهام این افراد را «ارتباط با گروه‌های ضد انقلاب خارج از کشور» اعلام کرده‌اند. این در حالی است که در بازجویی‌های انجام‌شده از نسرین ستوده وکیل دادگستری و منصوره شجاعی فعال زنان در روز دوشنبه همین هفته نیز یکی از موارد اتهامی، ارتباط با ایرانیان خارج از کشور عنوان شده بود.
آیا برقراری ارتباط با ایرانیان خارج از کشور، حتی با کسانی هم که در تعریف “اپوزیسیون” می‌گنجند از نظر حقوقی جرم محسوب می‌شود؟
اتهام “ارتباط با بیگانگان” و یا گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور، در دولت نهم یکی از رایج‌ترین اتهاماتی است که بعد از دستگیری فعالان سیاسی و اجتماعی به آنان وارد می‌شود. اما اخیرا این موج، گسترش بیشتری پیدا کرده و دامان فعالانی را که حوزه فعالیتشان کاملا مشخص و روشن است نیز در بر گرفته است.
در جدیدترین مورد، بهاره هدایت و محمد‌هاشمی، دو عضو دفتر تحکیم وحدت که روز یکشنبه بیست و سوم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند، از سوی برخی رسانه‌های دولتی متهم به «ارتباط با گروهک‌های ضد انقلاب خارج از کشور» شده‌اند.
این در حالی است که دفتر تحکیم وحدت، یکی از معروفترین و نیز قدیمی‌ترین گروه‌های دانشجویی بوده و اعضای آن همه دارای سوابق مشخص اجتماعی و سیاسی هستند.
روز دوشنبه هفته‌ی جاری نیز که نسرین ستوده وکیل دادگستری به همراه موکلش منصوره شجاعی از فعالان زنان هردو در جایگاه متهم به دادگاه انقلاب احضار شدند، عمده سؤالات بازجویان از آنها پیرامون روابط آنها با ایرانیان خارج از کشور و حتی روابط خصوصی آنان با افراد خارج از کشور بوده‌‌ است.
اما پرسش اینجاست که آیا اصولا چنین جرمی در نظام حقوقی ایران تعریف شده‌ است یا خیر؟
محمد دادخواه وکیل دادگستری، با اذعان به این نکته که جرم جاسوسی در تمامی نظام‌های حقوقی، جرمی تعریف‌شده و پذیرفته‌‌شده است، به این مسئله اشاره می‌کند که این جرم نباید به سلاحی برای سرکوب مخالفان تبدیل شود: «مسئله این است که این یک اسلحه قراضه و از کار افتاده است زیرا اگر قرار شود به شخصی اتهامی را نسبت دهند باید برابر قانون اساسی که به عنوان معیار و ملاک تشخیص صحیح و ناصحیح بودن موارد است، اتهام و دلایل دادستان به طرف ارائه شود، امری که متاسفانه در طول تاریخ تأسیس دادگستری ایران ما کمتر با آن مواجه بوده‌ایم. لذا از این حیث ملت خسارات بسیاری را متحمل می شوند یعنی حکومتها می‌توانند به دستاویزی از این دست، اتهام واهی را به طرف نسبت بدهند و نهایتا هیچ دلیلی نیز ارائه نکنند».
صرف ارتباط با خارجیان جاسوسی نیست
وی همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که صرف ارتباط با خارجیان نمی‌تواند دلیلی برای ایراد اتهام جاسوسی به یک فرد باشد: «هرگز نمی‌شود چون نهایتا در جرم جاسوسی باید یک عنصر خارجی باشد و هرگز ما نمی‌توانیم رابطه با بیگانگان را به عنوان عامل جاسوسی و یا اقدام علیه امنیت ملی قرار دهیم، این همه ارتباطات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ورزشی که هرروز وجود دارد پس باید ما همه اینها را در چمبره جرم بازشناسایی کنیم.»
نکته حایز اهمیت دیگری که در این پرونده‌ها وجود دارد، اتهام “ارتباط با اپوزیسیون خارج از کشور” است. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که اصولا «اپوزیسیون» به چه گروهها یا اشخاصی اطلاق می‌شود. آیا صرف مهاجرت از ایران برای اینکه فرد یا گروهی را جزو اپوزیسیون بدانیم کافی است؟ اصلا تعریف مدون و دقیقی از اپوزیسیون در نظام حقوقی ایران وجود دارد یا خیر؟
محمد دادخواه در پاسخ به این پرسش چنین می‌گوید: «هیچ تعریف منجبی از اپوزیسیون در نظام حقوقی ما نشده است و این جای نگرانی بسیار دارد. چون باید در هر نگرش حقوقی مبنا، چارچوب، حد و حدود آن منظم تشخیص داده شود که عاملی نباشد برای اینکه بعضی از آن سوء استفاده بکنند. مضافا به اینکه ما باید در امر جزایی همواره به تفسیر محدود و مضیق دست یابیم. تفسیر موسع در هیچ نظام انسان گرایانه مورد پذیرش قرار نگرفته است».
تعریف مشخص از اپوزیسیون وجود ندارد
دادخواه سپس نتیجه می‌گیرد که چون هیچ تعریف مشخص و دقیقی از اپوزیسیون در نظام حقوقی ایران وجود ندارد، بنابراین هرگونه ارتباط با ایرانیان خارج از کشور می‌تواند به ارتباط با اپوزیسیون تعبیر شده و حربه‌ای برای اعمال فشار شود. هرچند که از نظر دادخواه حتی ارتباط با اپوزیسیون تعریف‌شده و مشخص نیز نمی‌تواند مصداق جرم باشد: «اپوزیسیون نهایتا یک مفهوم خاص دارد. اصولا پیش داوری در هیچ نظام حقوقی قابل پذیرش نیست و اصل مهمتر اینکه، باید هر موضوعی را با حسن نیت به تعبیر و تفسیر بنشینیم، امری که در بسیاری از پرونده‌ها هیچ نشانی از آن نمی‌یابیم».
روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به انتساب اتهام ارتباط با گروههای مخالف خارج از کشور به دو عضو دستگیرشده خود، بیانیه‌ای منتشر کرده‌است. در این بیانیه ضمن رد اتهامات وارده به بهاره هدایت و محمد‌هاشمی، دفتر تحکیم وحدت خواهان آزادی هرچه سریعتر این دو دانشجوی بازداشتی شده‌است.

 

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 1387/04/29  |
 ادامه واکنشهای فعالان دانشجویی و سیاسی به بازداشتهای سازمان یافته تیرماه 87

ادامه واکنشهای فعالان دانشجویی و سیاسی به

بازداشتهای سازمان یافته تیرماه 87



ادوارنیوز: در حالیکه واکنش به بازداشتهای گسترده دانشجویی در تیرماه 87 به خصوص بازداشت محمد هاشمی و بهاره هدایت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در تهران همچنان ادامه داردآخرین گزارشها حاکی است که این دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم با خانواده های خود تماس تلفنی گرفته اند
.
حنیف یزدانی عضو شورای مرکزی تحکیم در این خصوص گفت: در گفتگو با ادوار نیوزضمن اعتراض به بازداشت فعالان دانشجویی ، خواستار رعایت حقوق شهروندی دانشجویان و همچنین پاسخگویی نهادهای مسوول در قبال هجوم امنیتی به دانشگاه شد. وی در این رابطه گفت.......


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 1387/04/29  |
 هویت ایرانی
  هویت ایرانی


روزهای تاریک نخستین چیزی که انسان‌ها گم می‌کنند، جهان پیرامون و ارتباط با دیگران نیست. انسان‌ها در آغاز خود را گم می‌کنند. ظلمات، آدمیان را به اشباحی بدل می‌کند که خوابگرد خیالات و کابوس‌های هولناک‌اند. در یک ارتباط تحریف شده در جهانی که کلمات معنای خود را از دست داده‌اند، تو نمی‌دانی چه بگویی، چه بگویی که مخاطب‌ات بتواند معنا را دریابد. چشمان‌ات به سیاهی عادت می‌کند و چون چیزی نمی‌بینی، در دشت خیال خیمه می‌زنی. هر لرزشی، آوای هر صدایی از دور و حتا صدای نفس کشیدن خودت ممکن است، لرزه بر اندام‌ات بیافکند که بنگر! تبردار تلخ از کوره‌راه به زیر می‌آید، با مقصد فرو شکستن درختانی نه سرسبز، با مقصد هرس کردن شیطنت جوانه‌های بی‌هراس. نمی‌دانی کیستی، چه می‌کنی، کجایی. از درخانه که پا را بیرون می‌گذاری، سنگینی تبسم سایه‌ای سیاه پنجه بر درگاه خاطرت می‌کشد. هم‌رنگ می‌شوی. تاریک می‌شوی. مبادا شعله‌ای از مجمر دلت؛ خواب کوتوالان قلعه را بر آشوبد. تو دیگری نیستی. من نیز. اندیشه‌ات را وادار می‌کنی که بر مدار آب و نان بگردد و در این راه تاجران خواب نیز با تو هم پیمان می‌شوند.
تو نیستی و نمی‌دانی که نیستی. دیگری نیز، در آن سوی کوچه در آن سوی کهکشان نمی‌داند که نیستی. سخنی می‌گوید و منتظر پاسخی است. غافل از آن که تو نمی‌توانی پاسخ بدهی. صدا از تو همچون مه‌ای می‌گذرد و بی‌هیچ پژواکی در انتهای افق خاموش می‌شود.
وقتی که همه چیز را از تو گرفته باشند وقتی که حتا خدا را نیز از تو دزدیده باشند. کجا می‌روی؟ در خود نیز نمی‌توانی پنهان شوی. دیواری میان تو و آنها نیست که سنگری برای پناه جان تو باشد.
تو کیستی، هویت تو چیست؟
چند مدت پیش یکی از آخرین کارهای “هیچ کس” را می‌شنیدم. مثل باقی کارهای او تفکر برانگیز بود، از عشق‌های خاکستری روزهای تاریک در آن خبری نبود. در انتهای قطعه، جمله‌ای مدام تکرار می‌شد. “پرچم بالاست” گوش من گاهی با لحن پرسشی و گاهی با لحن اخباری این عبارت را می‌شنید. با خود می‌اندیشیدم که چه اثری در این دو واژه نهفته است. شاید بتواند جایی از دل تو را بلرزاند. دیواری میان تو و آنها که پرچم‌شان سبز و سفید و سرخ نیست، بنا کند. تا تو نیز کسی شوی. یک ایرانی. یک ایرانی با پرچمی در اهتزاز که گذشته، حال و آینده را در احساس می‌کند
|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 1387/02/18  |
 بودنی سخت تر از کویر

سالهاست می گذرند وسالهاست که از گذشه عبور کرده ایم . از گذشته ایی که هنوز میان کتاب هایش حبس شده است و نفس می کشد و هر روز به دنبال روزنه جدیدی در ذهن من و توست و خاطرش تکثیر می شد در اندیشه های هر روز تمام معلم ها و ما.روزی روزگاری قبل از تولد من وتو ادمی متولد شد ادمی که هنوز نقش آدمیت را لای لباس ها از یاد نبرده بود وچون انسان بود نوشت وچون انسان بود اندیشه ها را نوشت . در آن روزگارکه خیمه دین یا با پشمینه ها پنهان می شد یا زیر خانه ها فرو می ریخت وشهر ما جانداشت مردی بود که به نام خدا عادت داشت نه از پشیمینه ها می ترسید و نه توی خانه ها گم می شد قلب او برای مقدس ها جا داش تو فکر او کنار قلبش دیوار به دیوار همین مقدسات  بود ولی می خواستیم عبور کنیم می خواستیم نیندیشیم ما یا عاشق پشمینه بودیم یا توی خانه گم شده بودیم ولی او نمی خواست او به جای ما فریاد می زد و دستانمان را پر اوازه می خواست اما دستانمان  جای چشمانمان نشسته بودما را کور می خواستند و خود را کور می  ساختیم فریاد زد

اما ....

سالها گذشت و ما به بهانه ایی عبور کردیم اما کلمات او بزرگ بودند و او بزرگتر. جایی نمی دانم کجا سدمان شد و فریاد پیامبر گونه ایی کشیدگفت ایست همین جا تحجر بس است سرچشمه شما اینجا نیست .باور کرده اید؟هنوز به عظمت خود ایمان نیاورده اید چه سهمگین بود و چه بد آهنگ برای کسانی که از اندیشیدن می ترسیدند

و از او هم.. او نمی ترسید او نمی افتاد او هم به آسمان باور داشت و هم به زمین ایمان آورده بوداما او افتاد واز دستان باور کنندگان دروغ خون می چکید خون می ریخت و فواره می زد توی سرهای ما و کتاب های شما وشیطان آن لحظه گریست از صدای اوکه هنوز می امد:چه سخت است تنهایی و چه سخت است تنها انسان بودن. بودنی که مثل کویر است

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 1387/02/17  |
 نفس

من با دهانم نفس می کشم

با طنین مرتعش واژه ها

در قاب حنجره ام

و با دست هام که بنویسند

من با دندانهایم نفس می کشم

وقتی که پاکی و سفیدی خود را

در لحن معترض 32 حرف

قروجه می کند

من با زبانم نفس می کشم

وقتی که سرخ تر از همیشه

بی اعتنا به حجم این همه سبز سر شما

پل می زند به آزادی

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 1387/02/17  |
  انتخابات و شرایط خاورمبانه
 
سخنرانی احمد زیدآبادی 
 
  انتخابات و شرایط خاورمبانه
 

دکتر احمد زيد آبادي، دبیرکل سازمان دانش اموختگان   آخرين تحولات مربوط به انتخابات و خاورميانه را طي نشستي ‏در دفتر جنبش مسلمانان مبارز ايران مورد بررسي قرار داد..............

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 1387/02/14  |
  به یاد کشته شدگان ایوان غرب

به یاد کشته شدگان ایوان غرب

 

م. بلالی

از اول دروغ بود از اول به ما آمو ختن که اشک ها زیباترند اگر از گونه های دیگری جاری شوند از اول انسان بودیم و هم وطن اما آمو ختیم که همه برای یکی همه برای من است . چه شد مارا؟ چه شد تورا؟ ای برادرکه گلوله خونین برایت اسباب بازی بچه گانه بود..نترسیدی ادم اهنی، برادرت را تو با مشت، تو با لگد، تو با اسلحه و حتی با کلمه سنگسار کردی .کجا بود وجدان و آیا  خدای تونمی بیند؟

 

. مادری گریست. مادری خون گریست. خواهری فقط خون برادر را به یادگار برد و برادری خشمگین زیر سرخ بودن خود سوخت. مگر همه ایرانی نبودیم. مگر کنار هر سفره قران ندیده بودیم که هم وطنی اینگونه هم وطن دیگرش را ندید. وکور شد تا نبیندآسمانی هم هست .ما  فکر می کردیم .ماروزی ایمان داشتیم و امروز یادگار ما چند هم وطن شهید ،چند هم وطنی که فقط درد را به خاطر می آورند است شاید می خواهند همه باور کنیم که ما مرده ایم. ما مترسک شده ایم. شاید می خواهند باور کنیم که خدا فراموش شده است ولی شاید هنوز اشک های ما گرمند برای  سالهای انسانی پر از آرزو پر از کلمه و پر از عقیده که به سخره گرفته شدند .تقصییر گلوله هاست شاید که نمی ببنند و نا آگاهند از بهارهایی که هم وطنان ما دیدند یا تقصییر کسی که به انسان بودن به هم وطن بودن خندید و خدای ما را به با زی گرفت .طعم گلوله اخرین حرف برادران من و تو بود آخرین تجربه هم وطنانمان. وشاید آخرین تجربه عقیده هایی که هنوز می توانند با اندک جانشان بیندیشند و حرف بزنند.اشک های ما را گونه هاتحمل می کنند اما کجاست فریاد رسی که به فریاد خشممان برسد.

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 1387/02/10  |
  به مناسبت روز جهانی کارگر
خجسته باد اول ماه مه

روز جهانی کارگر

اگر بواقع به تاریخچه مبارزه کارگران بنگریم به مبارزه برای کاهش ساعات کار و موقعیت مناسبتر کاری گره خورده است . طبقه کارگر جهانی در واقع سالها مبارزات خونین را پشت سر گذاشته است ، تا اینکه توان یافته روز کار 18 ، 16 ، 14 ساعته را که در اوائل دوران حاکمیت سرمایه داری مرسوم بود کاهش دهد . اکنون این مبارزه تا جائی پیش رفته که در بسیاری از کشورهای جهان کارگران توانسته اند 40 ساعت کار در هفته و دو روز متوالی تعطیلی و حتی در کشوری چون المان 36 و نیمساعت کار در هفته را به سرمایه و دولت ان تحمیل نمایند ....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 1387/02/10  |
 بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام پیرامون کشتار مردم ایوان غرب

بسمه تعالی

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام پیرامون کشتار مردم ایوان غرب

اگر دین ندارید آزاده باشید( امام حسین )

 

این روزها سخن از خون به سادگی آب به میان می آید و سخن از تفنگ به راحتی قلم . این روزها همه چیز طبیعی است  سرکوبی آزادی خواهان، سیر کردن شکم کودکان اما نه با لقمه ی نان بلکه با گلوله ی داغ .  زدن ، گرفتن ، کشتن و لگد مال کردن احساسات و آزادی ، همه و همه به سادگی نوشیدن یک جرعه آب رخ می دهد .  جمعی کشته شدند ، کشتاری وحشیانه اما نه در فلسطین ، نه در چچن ، نه در بوسنی نه در عراق نه در افغانستان بلکه در مهد مهروزی و عدالت ، ایران . در صفحه های رسانه های آزاد عمومی جز بیمه کارگران شهرداری ، پیروزی قاطع اصولگرایان در انتخابات و خطر انقراض گونه ای ملخ هندی خبر دیگری نبود چنان که هیچ غنچه ای نپژمرده و هیچ عاطفه ای لگد مال نشده .

 

جوانه های به خاک و خون غلطیده اردیبهشت  87 ، شمایی که عمرتان اینقدر نپایید که شکوفا شوید با شما عهد می بندیم که امروز شمارش معکوس برای مرگ تفکر هژمونی طلب و خشونت محور که به تحریف آرمانهای انقلاب 57 دست یازیده اند آغاز شده است و شما نمرده اید چنان که تاریخ هیچ آزادی خواهی را به فراموشی نسپرده است و این را خطاب به شما عاملان این جنایت می گوییم که ارابه ی تاریخ شما را مانند دیگر ظالمان  زیر چرخ های خود له خواهد کرد و از شما هیچ نشانی جز لکه ی ننگی بر دامن تاریخ به جا نخواهد ماند و مردم مسلمان و آزادی خواه ایران جز به بدی از شما یاد نخواهند کرد .

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام با دلی آکنده از درد و دیده ای پرخون از غم فرزندان این مرز و بوم ، کشتار تعدادی از شهروندان ایوانی به حکم مسئولان کوته بین ، تنگ نظر و تمامیت خواه را به دانشجویان و اساتید دانشگاه ایلام تسلیت گفته و اقدام کارگزاران دولت مهرورزی در استان ایلام در جهت خفه کردن صدای مخالف ، ایجاد فضای رعب و وحشت و تیشه زدن به ریشه ی آرمان های بلند انقلاب اسلامی توسط مجریان انتخابات در استان را محکوم می کند و خواستار محاکمه علنی مسببان این جنایت شوم در دادگاهی صالحه می باشد تا زین پس احدی جسارت ارتکاب چنین عمل زشتی را به خود ندهد.

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 1387/02/10  |
  از تغییر ساعت تا تثبیت قیمتها

   از تغییر ساعت تا تثبیت قیمتها

مراد باسره

حضور جناح راست در عرصه قدرت پس از افول جنبش دوّم خرداد 76 با به روی کار آمدن مجلس هفتم آغاز شد که در همان ابتدا با مخالفت با افزایش قیمت بنزین که قرار بود به روال گذشته آن( اندکی حدود 20 تومان) اضافه شود، اراده خود را در روند اجرایی کشور نشان داد.  دولت نهم با شعار اصولگرایی بر سر کار آمد و شعار پر دبدبه و کبکبه ی تثبیت قیمت ها را فریاد زد و  شاید در همین راستا حتی ساعت رسمی کشور را که در نیمه اول هرسال یک ساعت جلو کشیده می شد را ثابت نگه داشت و ثابت کرد برای تثبیت همه چیز با اراده ی محکم آمده است  اما چندی  نگذشت که قیمت ها روز به روز افزایش پیدا کردند و مسئولان دولتی و مجلسی به جای آنکه به دنبال دلایل علمی این افزایش قیمت بروند آن را دسیسه برخی بدخواهان داخلی دانستند و برای رفع آن از خواب تعبیر نشده شان وام گرفتند ، البته آقای رئیس جمهور هنوز معتقد است که کوچه آنها کالاها را با قیمت ارزان به متقاضیان عرضه می کند. البته همان جریانی که آن غوغا و جنجال را بر سر افزایش اندک قیمت بنزین در دولت خاتمی به بهانه تثبیت قیمت ها به پا کرده بود یکسال بعد بنزین را سهمیه بندی کرد و سپس در پایان سال گذشته به چهار برابر شدن قیمت بنزین رضایت داد تا بنزین با قیمت 400 تومان فروخته شود البته این اولین بار بود که ابتدا قیمت کالاهای دیگر افزایش یافته بود و سپس بنزین گران شد . چرا که گرانتر شدن کالاها از قیمت فعلی شان به هیچ عنوان قابل تصور نیست ( به طور مثال آیا گوجه می تواند از کیلویی 2500 تومان بیشتر شود؟!!! و...) البته تنها بنزین و قیمتها نیستند که جریان راست در آنها شکست خورده است بلکه ساعت رسمی کشور نیز در ابتدای سال جدید یک ساعت جلو کشیده شد تا ثابت کند، ثابت نگه داشتن آن هم مانند تمام تصمیمات این جریان که در چند سال اخیر افسار اجرا و نظارت کشور را به دست گرفته است بدون برنامه و غیر کارشناسی بوده است .

به هر حال مجلس مثلا در حال تغییر است و پیشنهاد ما به دولت نیز آن است که با کناره گیری از قدرت قبل از اتمام دوره آن، هم راهی نو پیموده باشد و هم راه را برای شکوفایی این مرز و بوم باز کند.

|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 1387/02/03  |
 سال نو ؛ اندیشه نو

سال نو ؛ اندیشه نو

 

آرش کریمی

 

سال نو آغاز شد و همچون همیشه نام نوروز همه چیز را به نو شدن فرا می خواند.طبیعت نو می شود  و هیچ بوته ایی و گلی مانع  رشد دیگری نمی شود. همه جوانه می زنند و به سوی نور می رویند وراه  تکامل خویش را  از سر می گیرند. پروانه ها از زندان خود ساخته  ابریشمی بیرون می آیند و در سکوتی سر شار از ترانه آزادی بال می گشایند وهمگام با نسیم بهاری طبیعت  را به نو شدن فرا می خوانند.

ما ایرانیان نیز هنگام تحویل سال نو به درگاه مدبر لیل ونهارومقلب قلوب و ابصاردست بر می داریم که"حول حالنا الی احسن الحال" وبه رسم و آیین کهن برای خود نیز همگام با طبیعت آرزوی تحول و نو شدن می کنیم  ، نو شدنی در ذهن و اندیشه.

 اما امسال در حالی به آرزوی نو شدن بر سفره های هفت سینمان نشستیم که خانواده های دانشجویان بی گناه اما دربند در کنار دیوار های عبوس وخشن اوین سال خود را آغاز کردند ودیوارهای زندان اندوهی به اندازه زجر تمامی بردگان تاریخ بر مادران جدامانده از فرزند تحمیل می کرد و سایر دانشجویان داغدار ازغم یاران،خسته از جورزمانه وسختی زندگی وپریشان از کابوس بیکاری، رئیس آزادترین دولت جهان را با لبخندی بر لب در صحنه ی رسانه ی ملی دیدند که گویی بی خبر از آمارهای بانک،مر کزی، از رشد روز افزون اقتصادی،افزایش قدرت خرید مردم و کاهش نر خ بیکاری سخن می گفت.

امسال در حالی آرزوی نو شدن کردیم که تر کیب مجلس قانون گذاری در کشورمان نیز همگام با بهار در آغاز نو شدنی دیگر قرار گرفت اما دریغ و صد افسوس که جوانه ها در رقابتی برای چشم دوختن به نور به میدان نیامدند و اراده ای تمامیت خواه بسیاری از جوانه ها را نشکفته  رخست رویش نداد. وباز هم تکرار مکررات....

باز هم سوالی همیشگی با دیدن این همه تاریکی ذهن ها را به خود مشغول کردکه آیا با این روند می شود به نو شدن امیدوار بود؟!

اما نگاهی به بهار و جوانه ها به من می گوید آری،می شودچرا که اگر بیدادگری و سوز سرمای دی نبودجوانه ها از پوسته سخت دانه نمی گذشتد و نوید بهار را نمی دادند.آری می شوداما شاید بهار طبیعت در زمستان ما رخ داده است و ما نیز همچنان در آرزوی بهار به انتظار خواهیم نشست و سرود آزادی را زمزمه می کنیم.

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 1387/01/25  |
 لیبرالیسم و پدرسالاری

ليبراليسم و پـدرسـالاري

 

عاصی

 

بحث نه ايجابي است و نه سلبي ، همچنين محدوديت مكاني و زماني نيز ندارد . فقط نقدي است بر رابطه ي پدرسالاري و ليبراليسم .

جامعه ي پدرسالار ، يك نوع جامعه است كه در آن احترام معيار اصلي است. جامعه اي كه در آن پدر بر فرزندان خود قيم است و به نوعي بر آنان حكومت دارد و خير دنيا و آخرت فرزند را پدر تعيين كرده و به نوعي در كوچكترين و جزئي ترين امور فرزند خود تصميم گيري مي كند . به راستي كه پدرسالاري به شيوه كلاسيك آن از بين رفته است ، يعني امروزه تنها به حكومت پدر ختم نمي شود بلكه به بسياري از جاهاي ديگر نفوذ كرده است . البته پدرسالاري از آن جهت كه از سوي پدر بوده ، براي انسان قابل قبول است . اما پذيرش پدرسالاري از سوي ديگران بسيار تلخ و غير قابل قبول است . سخت ترين و دردناك ترين نوع پدر سالاري ، شيوه حكومت و زمامداري پدرسالارانه است . اينكه حكومت پدرسالار  خود را قيم مردم بپندارد به اين معنا كه آن ها صلاح كار خود را نمي دانند و بهتر است ما به جاي آن ها برايشان تصميم بگيريم . كانت در اين باره مي گويد : « اين شيوه زمامداري ، تصويري بسيار تلخ از مردمي جلوه گر مي شود كه در آن ، انسان به سان عضوي از گله ايست كه حكومت چون يك چوپان هر روز آن ها را به چرا مي برد و آن طور كه بايد مراقبت كند تا خطري گله را تهديد نكند . »1

حكومت بايد پاسدار آزادي هاي فردي انسان باشد ، اما به هيچ وجه نمي تواند به جاي او تصميم بگيرد . طبق تعريفي كه ما از آزادي هاي فردي انسان داريم ، انسان براي خود محدوده اي دارد هر چند محدود كه نمي توان به آن داخل شد و بايستي اين حريم رعايت شود تا انسان از آزادي برخوردار شود ، كه اگر اين حريم هر چند كم ، مورد تجاوز قرار گيرد به همان اندازه آزادي از بين خواهد رفت . طبق اين تعريف ، انسان در اين محدودة شخصي مجاز است هر كاري براي رسيدن به هدف خود انجام دهد ، به اين شرط كه به محدودة ديگران تجاوز ننمايد و حقوق آن ها را پايمال نكند . هدفي كه خود تصميم مي گيرد خير باشد يا شر ، خوب باشد يا بد . حكومت مي بايست از اين حريم ها مواظبت نمايد تا به حريم ديگري تجاوز نشود . حال آن كه حكومت پدرسالارانه حافظ اين حريم ها مي باشد ، البته در برابر ديگران . اما حكومت پدرسالار خود آگاهانه يا ناآگاهانه به اين حريم تجاوز مي نمايد . اين حكومت براي انسان تصميم مي گيرد كه خير يا شَرَش كجاست ، هدفش را حكومت تعيين مي كند  و راه رسيدن به آن را نيز به انسان تحميل مي كند.         
آيزايا برلين فيلسوف روسي تبار در اين باره مي گويد : « اين حكومت استبداد است ، نه از آن رو كه ظلم و ستمش ، عريان و خشن است بلكه از آن رو كه دشنامي است به هر تعريفي از انسانيت . »2 بر پاية چنين فرضي آزادي هر گز فرا نمي رسد ، زيرا انسان نمي تواند نسبت به اين آزادي به مرتبه كمال برسد ، مگر آن كه پيشاپيش از آزادي برخوردار  شده باشد.

انسان بايد آزاد باشد تا بتواند قواي خويش را از روي قصد و تصميم در آزادي به كار بندد .

 

 

منابع:

1-      كانت ، ايمانوئل ، مقاله نظر و عمل

2-     برلين ، آيزايا ، چهار مقاله درباره ي آزادي

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 1387/01/25  |
 جوانه زدن بدون آب بدون خاک

جوانه زدن بدون آب  بدون خاک

 

سجاد ناصرالدینی

 

آنچه که در جریان تمام انقلاب های معاصر در سراسر جهان می توان دریافت این است که همه ی آن ها به دنبال شکوفا کردن استعداد های کشور خود بوده اند . این شکوفایی استعداد می تواند بهره برداری از معادن ، ذخایر زیر زمینی ، مراتع ، آب ها و جنگل ها در جهت بهبود اقتصاد کشور چه در حد خرد و یا بالا بردن سطح تمکن فرد فرد جامعه و چه در حد کلان و بهبود ساختار کلی اقتصاد کشور و ایجاد حمایت و امنیت برای سرمایه گذاری ، سرمایه گذاران خارجی و داخلی باشد . و یا می تواند شکوفایی استعداد ژئوپولتیک و استراتژیک یک کشور باشد که یک دولت  بتواند نهایت استفاده از این استعداد ها را در جهت بالا بردن سطح قدرت سیاسی در منطقه و سطح روابط دیپلماتیک با کشور هایی که سابقه ی سیاسی روشن و قابل قبولی در جامعه ی بین الملل دارند انجام دهد و یا می تواند شکوفایی استعداد در زمینه ی فن آوری و علوم روز باشد که یک دولت نهایت تلاش خود را برای آرامش وامنیت محققان و تامین آن ها از لحاظ امکانات و تجهیز دانشگاه ها و شایسته سالاری در محیط های علمی انجام دهد و یا می تواند شکوفایی استعداد تک تک افراد جامعه باشد که از اولین ملزومات آن آزادی است . آزادی در فکر کردن ، آزادی در گفتن ، آزادی در نوشتن ، آزادی در خواستن و آزادی در بودن . از دیگر ملزومات آن قدرت گرفتن اصناف ، احزاب و NGOها  برای دعوت آحاد مردم به کار گروهی ، مشورت و نهایتا شکوفایی استعداد مدیریت و مسئولیت پذیری در آن هاست .

و اما عدالت که نبود آن علاوه بر این که سبب شکوفایی نمی شود بلکه جوانه های در حال شکوفه زدن را خفه کرده و سر تا سر جامعه را آکنده از عقده های روانی خواهد کرد یکی دیگر از ابزار های شکوفایی است  .

حال تکلیف ما چیست ؟ در جامعه ای که محققان آن فقط حد اقل درآمد را برای گذران زندگی دارند  و بهترین دانشگاه آن در رده ی دو هزارمین دانشگاه جهان قرار دارد و در آن پاداش نقد کردن برخورد غیر دموکراتیک است و اقتصادغیر علمی  آن تمام در ها را به کشور های دیگر بسته است و هنوز به سازمان تجارت جهانی نپیوسته است  و حمایت لازم برای سرمایه گذاری وجود ندارد و روز به روز غول تورم عده ی بیشتری را در خود می بلعد و هیچ حزب موجه  و آزادی توانایی رشد نمو در پیکره ی جامعه را ندارد و در آن مخالفان ار هر گونه دخالت در امور کلان  کشوری محروم اند  و تضییع حقوق مخالفان حکومت نقض عدل به حساب نمی آید و فعلان سیاسی سرسپردگان به غرب شمرده می شوند ، چگونه می توان به شکوفایی امید داشت .

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 1387/01/25  |
 انتخابات انجمن اسلامی

دوشنبه 6 اسفند انتخابات تشکلهای دانشجویی در دانشگاه ایلام برگزار شد که باز هم همچون سالهای گذشته انجمن اسلامی دانشجویان توانست در بین سه تشکل دانشگاه ایلام بالاترین رای را به خود اختصاص دهد.

 

این انتخابات اما به صورتی متفاوت با سالهای گذشته برگزار شد. در ابتدا با توافق تشکلها و هیات نظارت زمان اخذ رای از ساعت 9 صبح تا 13 تعیین شد که بر اساس توافق صورت گرفته مدت آن تا ساعت14 تمدید شد. اما پس از اعلام پایان مدت مقرر از سوی دبیر هیات نظارت با اسرار تشکل جامعه اسلامی و با تماس تلفنی رئیس دانشگاه مدت اخذ رای برای بار دوم و بر خلاف توافق صورت گرفته تا ساعت 16 تمدید شد که با اعتراض دو تشکل انجمن اسلامی و مجمع دانشجویان پیرو خط امام مواجه شد. اعتراض ها با بستن سالن های اخذ رای و پس از آن با تجمع دانشجویان ادامه یافت و تا زمان صرف شام طول کشید و در آن زمان دانشجویان به اعتصاب غذا پرداخته و ظرف های غذا را در محوطه دانشکده کشاورزی دور محوطه چیدند. دامنه اعتراضات حتی به خوابگاه دخترانه نیز کشیده شد و دختران دانشجو نیز به حمایت از آزادی به اعتصاب غذا دست زدند. اعتراضات تا زمان پایان شمارش آرا به طول انجامید و در نهایت با اعلام پیروزی انجمن اسلامی با وجود دو ساعت زمان اضافه به رقیبد دانشجویان اعتصاب خود را پایان داده و اعلام کردند که در خواستار پاسخگویی ریاست دانشگاه در مورد مسائل پیش آمده اند.

 

لازم به ذکر است آراء جامعه اسلامی پس از دو ساعت تاختن بی رقیب باز هم به آراء انجمن اسلامی نرسید و در نهایت انجمن با 506 رای و جامعه با 499 رای انتخابات را به پایان بردند و همه تشکلها نتیجه به دست آمده را قبول کردند.

اسامی اعضاء منتخب

1- میلاد اکبری

2- بهروز محمدیان

3- آرش کریمی

4-سجاد ناصرالدینی

5- محبوبه بلالی

6- نورا.. ایدی

7- فاطمه غلامی

8- نفیسه محمدی

9- زهرا زینی وند

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 1386/12/13  |
 

با رای به انجمن ریشه علفهای هرز دانشگاه را بزداییم

آنزمان که مشروطه خواهان تخم حذف را درزمین دموکراسی ایران کاشتند شاید به امید پروراندن درخت آزادی بوداما دریغ و صد افسوس که گیاه هرز حذف و سانسور بر لب مرداب جهالت و تمامیت خواهی به جنگلی انبوه تبدیل شد و دموکراسی را در ایران از صحنه اجتماع به پستوی رویا های مردم سوق داد.

 

آنروز که توده ی مردم ایرام در پی احقاق حقوق خود ، با دم زدن از آزادی و استقلال آتشی افروختند و خرمن ظلم و جور ستمشاهی را در غرقاب خون به دست عدم سپردند شاید شاید هیچگاه به خیالشان نرسید که علف های هرز سانسور و حذف باقی مانده از فضای استبداد 2500 ساله به حدی رشد کنند که ایرانیانبار دیگر آزادی را در میان انبوه سانسور و حذف گم کنند. شاید هیچ کس فکر نمی کرد روزی در گرمای 18 تیر 78 مشت آهنین تمامیت خاهی گلوی دانشجوی آزادی خواه را تنها به جرم فریاد برآوردن آرمان های انقلاب بفشارد. شاید کسی گمان نمی کرد نیروهای ملی-مذهبی که روزی با جان و دل در فضای کمونیستی دهه های قبل از انقلاب از اسلام نواندیشانه دفاع کردند به زندان بروند . شاید کسی فکر نمی کرد امثال فروهر های ایران زمین روزی به جرم حرف زدن در غرقاب خون خود برای همیشه به خواب بروند. شاید کسی فکر نمی کرد نهال آزادی و استقلال که به دست رهبر آگاه انقلاب به امید خروج از ظلمات به سوی نور کاشته شد روزی میوه ی حذف مطبوعات منتقد به بار آرد .

 

نمی دانم ، اما اتفاق افتاد آنچه نمی باید . و تاریخ ایران شاهد حضور جریان تمامیت خواهی شد که به نام دین فرزند جانباز ایران و اسلام را به چوبه ی دار محکوم کرد. انجمن های اسلامی دانشجویان که تنها نقاد باقی مانده در دانشگاه بود را به جرم دگراندیشی یکی پس از دیگری حذف کرد تا هر چه بیشتر ریشه ی نحس خود را در جامعه بگستراند.

 

آری دوستان جریان حذف سالهاست که رشد آزادی در ایرامن را متوقف کرده است و امروز که به یمن قدوم دولت بنیادگرا تمام منابع قدرت را به انحصار خویش در آورده اند نوبت آن رسیده است که تیغ تیز حذف بر گلوگاه آخرین سنگر آزادی قرار گیرد و دانشگاه را نیز در حیطه قدرت خود به اسارت در آورند تا ولع تمامیت خواهی را در وجود خویش سیراب کنند.

 

آری امروز بر عهده ی هر دانشجوی طالب آزادی است که با وجود تمامی تبلیغات سوء و هوچی گری های بی اساس قدرتمندان توطئه دشمنان آزادی را در دانشگاه ایلام خنثی کند.

 

به یاد داشته باشید که گرچه شاید انجمن اسلامی نتواند تغییر مثبتی را ایجاد کند اما با پشتوانه دانشجویی توان سد کردن راه تمامیت خواهان در ایجاد تغییرات منفی را دارد.

 

بیایید همه با هم با رای به انجمن اسلامی ریشه ی علف های هرز این سرزمین را از دانشگاه ایلام بزداییم. 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 1386/12/13  |
 مسئولان پاسخ دهند

مسئولان پاسخ دهند

آیا تصفیه دانشگاه آغاز شده است؟

بدون تردید موتور محرکه رشد و توسعه دانشگاهها هستند که باید با تولید علم ، الهام بخش رشد صنایع و تکنولوژی و توسعه همه جانبه کشور باشند و تولید علم جز در فضایی آزاد و دور از تاثیرات بیرونی بر دانشگاه امکان پذیر نیست و بر همه مسئولین است که با ایجاد فضای مناسب و مستقل همه لوازم و ملزومات تربیت نیروی انسانی آگاه و متخصص را فراهم آورند و دانشجویان را به عنوان صاحبان اصلی دانشگاه بپذیرند و خدمت به دانشجویان را محور اصلی فعالیت های خود قرار دهند. بی شک در اینگونه ساختاری دانشجویان نیز به عنوان رکن اصلی دانشگاه، حق نظارت بر عملکرد کارکنان و دست اندرکاران برنامه ریزی و اجرا در دانشگاه ها را دارند تا مبادا با انحراف در اجرای قانون ، دانشگاه را از هدف نهایی خود دور کنند . 
هنگامی که در 16 آذر 1385 انجمن اسلامی دانشجویان ، در بیانیه ای نسبت به احیاء شیوه های پوسیده و رنگ باخته در گزینش و استخدام در دولت نهم هشدار داد، فریاد برخی از مسئولین دانشگاه برخاست که کجا گزینشی اتفاق افتاده و کجا حذفی صورت گرفته است؟ و بر انجمن اسلامی خرده گرفتند . گویی فراموش کرده بودند که همیشه پیشگیری بهتر از درمان است و آن روز هشدار انجمن برای جلوگیری از رشد آن روند شوم و سرایت آن به دانشگاه بود اما دریغ و صد افسوس که امروز پس از گذشت مدتی از آن هشدار ، مدارک و شواهدی حاصل می شود دال بر به واقعیت پیوستن آنچه انجمن اسلامی مسئولان را از آن بر حذر داشت .
 بر اساس شواهد به دست آمده قرارداد استخدام نزدیک به 19 نفر از کارکنان دانشگاه که بعضا دارای سابقه طولانی و چندین ساله استخدام در این دانشگاه را دارند تمدید نشده و رسما از کار بر کنار می شوندو از سویی دیگر حدود 50 مورد جذب نیرو صورت گرفته که علی الظاهر بدون انتشار هرگونه اطلاعیه رسمی جهت استخدام و برگزاری آزمون استخدامی بوده است که صرفا با عبور از فیلتر گزینش و تایید صلاحیت ، جذب کادر اداری دانشگاه شده اند. . همچنین شواهد حاکی است که حدود 18 نفر از نیروهای جذب شده از اقوام نزدیک کارکنان متنفذ در دانشگاه هستند که ظاهرا بر اساس رابطه و نه با طی کردن روند قانونی به استخدام دانشگاه درآمده اند که البته اسامی تمامی آنها و رابطه آنها با کارکنان دانشگاه ، در دفتر انجمن اسلامی دانشجویان موجود می باشد که به دلیل حفظ حرمت اشخاص از انتشار مشخصات آنها خودداری می کنیم.
 این اقدامات از دو حالت خارج نیست : حالت اول اینکه مدیریت دانشگاه و مسئولین از این اقدامات بی خبراند و عده ای از کارکنان متنفذ به صورت خودسر به چنین اقداماتی دست زده اند و یا در حالت دوم کادر مدیریتی دانشگاه از این اقدامات مطلع و موید آنان است. نشریه تخته سپید بنا به رسالت مطبوعاتی خویش ، خود را موظف می داند که موارد ناقض حرمت فضای علمی دانشگاه را به اطلاع کلیه دانشجویان برساند و از این تریبون از مسئولان دانشگاه خواستاریم که در موارد پیش آمده با شفاف سازی به تنویر افکار دانشجویان بپردازند و اگر بر اساس آنچه گفته شد از اقدامات صورت گرفته بی خبراند ، اکیدا خواستار برخورد با متخلفین و مطلع ساختن دانشجویان هستیم و اگر حالت دوم صحت دارد و مسئولین موید اقدامات صورت گرفته اند ، به همه دانشجویان هشدار می دهیم که تصفیه دانشگاه آغاز شده است و اگر در این مرحله متوقف نشود چه بسی به اقشار دیگر چون اساتید و دانشجویان سرایت کند .

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 1386/12/01  |
 
 
بالا